یادداشتهای یک معلم
 

زلزله خواف؟یعنی چی؟منظورش چی بود؟

با سلام خدمت تمامی دوستان

ببینید من کاری به این ندارم که زلزله ای شد و به خیر گذشت و چند ریشتر بود و مرکزش کجا بود و غیره.

فقط همینو میدونم که طبق خبر خدا و رسولش که وصل به عالم غیبه زلزله موقعی رخ میده که زناکاری رواج پیدا کنه.

دوستان گرامی:تا کی دنبال هوا و هوس؟تا کی دنبال سودخواری و حرامخواری؟تا کی ترک فرائض دینی؟تا کی معصیت کاری؟تا کی حق خوری و حق کشی و ظلم؟

مگه نمی بینین حوادثی را که خبر از نزدیک شدن قیامت میدن

ببینین درگیریها و جنگها و خونریزیها و تجاوزها و طوفانها و گرد و غبارها و تغییرات شدید آب و هواها و....و....را.

آیا منتظر زلزله ی قیامتین تا دست از این کاراتون بردارین؟

اون زلزله ای که خداوند میفرماید: 















يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ







روزى كه آن را می ‏بينيد، (آنچنان وحشت سراپاى همه را فرامی ‏گيرد كه) هر مادر شيردهى، كودك شيرخوارش را فراموش می‏كند; و هر باردارى جنين خود را بر زمين می نهد; و مردم را مست می بينى، در حالى كه مست نيستند; ولى عذاب خدا شديد است!







اون موقع دیگه توبه قبول نمیشه

شاید همین زلزله دیشب همون می بود

شاید هممونو در زیر آوار دفن می کرد

آیا آمادگی روبرو شدن با حضرت حق را داشتیم؟

من که توبه کردم از تمامی بدیها و رذائل اخلاقی و کوتاهیها در امور دینی

دیگه شما را نمیدونم

فرم محاسبه زکات

آن مالی که زکات آن داده نشود در قیامت طوقی میشود بر گردن فرد

و گداخته شده بر بدنش چسبانده میشود.

زکات اموال خود را بوسیله ی فرم های بسیار جامع و کامل زیر محاسبه کنید:

(عکسها کیفیت و قابلیت زوم بالایی دارند)

g

 

مرحوم عبدالسلام فیروزی مقام صبر را تقدیم بارگاه حضرت احدیت می کند:(سروده خودم)

مرحوم عبدالسلام فیروزی مقام صبر را تقدیم بارگاه حضرت احدیت می کند:

كردگارا بر درت روح و روان آورده ام*لنگ لنگان جسم مجروحی کشان آورده ام

سروقامت گرچه عمری زیستم عبدالسلام*لیک اینک قامتی همچون کمان آورده ام

از جگر درياي خون سيلاب دارد تا بصر*بیگمان کروبیان را در فغان آورده ام

دردها دارم نهان در دل كه بیشک بارها*فرش و عرش کبريایی در تکان آورده ام

دیگران در بوق و کرنا کرده اند اعمال خود*پادشاها من به درگاهت نهان آورده ام

توشه ای در شأن درگاهت اگر در دست نیست*تحفه ای در دل نهان دارم همان آورده ام

در مقام صبر جاي شكوه و فرياد نيست*اولين بار است اين را بر زبان آورده ام

مزد صبرم را بده اینک که وقت عشرت است*آری آری بر درت داغ جوان آورده ام

صادق الوعدا که دادي مژده ها بر صابران*خون آنان را به امّید جنان آورده ام

بر امید آن بشارتها که ما را داده ای*جام صبر از خون دل اینک دوان آورده ام

خم شود از بار غم پشت فلك گر بشنود*داغ مسعود و سعیدت توأمان آورده ام

خوانده ام من بارها إنا اليه راجعون*در دلم اينك همان خط امان آورده ام

گر كشيدم سالها بر دوش اين بار گران*ليك اينك سربلند و شادمان آورده ام

حال زارم را بشيراحمد چنين توصيف كرد*تا بداني اين پيام از خاندان آورده ام

اعلان وفات عمویم

انا لله و انا الیه راجعون

بدینوسیله وفات جانسوز عموی عزیزم"عبدالسلام فیروزی"را

به همه دوستان و اشنایان اعلام میدارم.

دزد جوانمردی(سروده خودم)

آن شنيدستي كه روزي يك سوار؟

ديد در ره مرد افليجي نزار

زود پايين شد جوان با ادب

برنشاند او را به اسبش با تعب

ليك آن مفلوج شلّ رو سيه

آن نمك نشناس مفلوك تبه

تاخت با مركب سريع و دور شد

صاحب مركب شد و مسرور شد

اينچنين فرياد زد مرد جوان:

اي كه شيطان گشته در جلدت نهان

اسب،مال تو ولي بهر خدا

با كسي هرگز نگو اين قصه را

چون سوار اسب نامردي شدي

سارق رسم جوانمردي شدي

بعد از اين مردانگي ها گم شود

در تنفر مردم از مردم شود

راكبان كي رحم بر ماشي كنند

كي ترحّم بر توي لاشي كنند

چون بشيراحمد كجا يابي دگر

از سرت اين فكر باطل كن بدر

روستای میمند کرمان با قدمت دوازده هزار سال

روستای میمند کرمان بی شک یکی از باستانی ترین سکونتگاه های بشر در جهان است که از دوازده هزارسال پیش تاکنون همچنان پابرجاست و به حیات خود ادامه میدهد! 



 
 
 
 

معرفی سایت

علاقه مندان به ریاضی:چرا از سایت زیر دیدن نمی کنید؟؟!!

            ریاضی سرا

دانلود دیوان اشعار  بشیر احمد فیروزی

نایت اسکین

آخرین نسخه ی دیوان اشعارم با  دو فرمت جار  و پی دی اف تقدیم به همه ی دوست داران شعر و ادب

                      فرمت پی دی اف(pdf)                                  فرمت جار (برای موبایل)


توجه توجه:فعلا به دلایلی امکان دانلود دیوان اشعارم میسر نیست.کسانیکه خواستند ایمیلشان را در قسمت نظرات بگذارند تا برایشان ارسال کنم.

وفات بی بی

اللهم اغفرها وارحمها وتجاوز عن سیئاتها و عن سائر المسلمین

بی بی مادریم(صاحبجان اصلاح طلب)در موقع اذان ظهر روز یکشنبه  14 خرداد و در سن 90 سالگی به دیدار حضرت دوست شتافت.

وی به شهادت کلیه ی آشنایان کوه صبر،الگوی ایمان،اسوه ی سخاوت و رشادت بود.وی از تمامی رذائل اخلاقی همچون بخل و کینه و حسد و ... مبرا و منزه بود.

با اینکه زندگیش را با ناداری و فقر سپری نمود ولی 9 یتیم را سرپرستی کرده و ۵ بی خانمان را در خانه اش جا داد.

او در کار خیر پیشقدم و مصداق کامل"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست "بود.

زبانش دائما در حال نصیحت و امر بمعروف ونهی از منکر بوده و از ملامت ملامت کنندگان باکی نداشت.

نماز شبش فوت نمی شد.

در سخاوت بی نظیر بود و همچون حضرت ابراهیم دوست نداشت غذایی را بدون مهمان بخورد.

بسیار خوشرو و خوش برخورد ومهمان نواز بود.

امیدوارم خداوند او را بیامرزد وشفیع ما در روز محشر قرار دهد.

این شعر تقدیم به روحش:


گرييد اي ياران كه بي بي در سفر شد
در ماتمش قومي چنين خونين جگر شد
او ماه تابان بود و جمعي گرد رويش
حسرت به قومي كاسمانش بي قمر شد
اينك در آغوش خداوندست بي بي**از فضل حق مسرور و خرسندست بي بي
او ساده دل او بي بديل او باسخاوت
او دشمن مكاري و بخل و شقاوت
او  باحيا او با صفا او با نزاكت
قلبش مبرا از نفاق و از عداوت
از اين سبب مسرور و خرسندست بي بي**در پرتو لطف خداوندست بي بي
او اسوه اي بهر تمام مادران بود
حكم شريعت هر چه بودي او بر آن بود
غمخوار امت بود و دايم در نصيحت
گفتي مداما هر چه خير ما در آن بود
از اين سبب مسرور و خرسندست بي بي**در پرتو لطف خداوندست بي بي
گويند او ام ابيها بوده و ام
در نزد حق كي ميشود كردار او گم
زين رو نشد خوار و زبون هرگز به عمرش
بودي به كل عمر خود محبوب مردم
از اين سبب مسرور و خرسندست بي بي**در پرتو لطف خداوندست بي بي
تنها نه بهر بچگانش مادري كرد
بهر خدا هر بي نوا را ياوري كرد
دستش اگر چه بي بضاعت بود و خالي
در دامنش ايتام را جمع آوري كرد
از اين سبب مسرور و خرسندست بي بي**در پرتو لطف خداوندست بي بي
هركس كفيل يك يتيمي گشته اينك
همدوش فخر انبيا اندر بهشت است
بي بي كفالت كرده ايتام فراوان
اين خصلت افراد پاكيزه سرشت است
از اين سبب مسرور و خرسندست بي بي**اينك در آغوش خداوندست بي بي
اكنون بشيراحمد نه جاي اشك و آهست
از فضل حق زيرا كه كارش روبراه است
الحمد خوانند و دعا بيگانه و خويش
بي شك خداوند كريم او را پناه است
از اين سبب مسرور و خرسندست بي بي**در پرتو لطف خداوندست بي بي

الفـــــــــــــــا تــــــــــحــــــــــــــه

در عاقبت حرص وطمع-داستان تمثیلی(سروده خودم)

قصه اي گويم تو  را هان اي پسر

درس گيرد بايد از آن هر بشر


چشمه ها در خواب ديدم يك شبي


بر سر هر يك نشسته حاسبي

آب بعضي چشمه ها بي حد بُدي


ليك در سوراخ بعضي سد بُدي


از يكي حاسب بپرسيدم كه هان


معني اين چشمه ها برگو  روان


گفت بهر هر بشر روي زمين


چشمه ي روزي بود معناي اين


چشمه ي روزيّ من بي آب بود


جَوف باريكي چنان پيشاب بود


با درفشي كوفتم آنرا چنان


تا مگر وسعت دهم در آب آن


كوشش بسيار كردم از طمع


تا مگر گردد حدودش مرتفع


واي يكدم سُمبه در جوفش شكست


سُمبه ي حرص و طمع جوفش ببست


چشمه ي روزيّ من مسدود شد


قطره اي هم بود اگر،نابود شد


ناگهان بيدار گشتم مضطرب


فكر من از اين قضايا منقلب


شكرها كردم كه اينها خواب بود


واي اگر هركس در آن ميراب بود


رزق هركس در ازل تعيين شده


اين در آيات خدا تبيين شده


عاقلان را آزمندي كي سزد؟


باد حرص و آز از دوزخ وزد


چون بشيراحمد توكل گر كني


عاقبت در باغ پر گل سر كني

عجایب جزیره ایستر

جزیره ایستر یکی از جزایر مسکونی منفرد جهان می‌باشد. این جزیره تقریباً مثلثی شکل است و متشکل از سه کوه آتشفشانی می‌باشد. با اینکه ۳۵۱۵ کیلومتر در غرب خاک اصلی شیلی قرار گرفته اما استانی جدا از منطقه والپارائیسو شیلی بشمار می‌آید. مساحت جزیره ۱۶۳٫۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴۸۸۸ نفر است که سرشماری در سال ۲۰۱۰ انجام شده است و تا سال ۲۰۱۱ نیز اعتبار دارد

این جزیره مسئله های غامض و همچنین اسرار آمیزی را در خود جای داده است.
1ساکنان گذشته دور این جزیره چه کسانی بوده اند.؟!
2مبداء نسل انسانهایی که در موقع کشف آن توسط اروپائیان در آنجا ساکن بودند، چه چیز و از کجا بوده است؟!
3 لوح های اعلان چه چیز می باشند؟

۴چه کسانی آن تندیس های مشهور را از سنگ تراشیده و در آنجا مستقر کرده است؟!
۵چگونه توانسته اند آن کار را انجام دهند و هدفشان چه بوده است؟!
۶چه کسانی آن تونل های بزرگ زیر زمینی را که تا بستر اقیانوس کشیده شده اند را حفر و سنگهای آنرا به بیرون حمل کرده اند؟

۷چگونه این کلاههای سنگین بر سر مجسمه های به این بلندی قرار داده شده اند؟

۸یکی دیگر از مثالهای سنگی این جزیره دیوارهای مشهور در «ویناپو» می‌باشد. که بدون استفاده از ملات ساخته شده و بدقت سنگها با هم چفت شده‌اند. این موضوع کاملاً شبیه دیوارهای تمدن اینکاها در پرو است.

۹تعداد ۱۲۳۳ خانه سنگی ما قبل تاریخ که «توپا» نامیده می‌شود، برجسته ترین خانه‌های به جامانده در این جزیره ‌است.

archeology wonders chile  easter island pictures53 مجسمه های مرموز جزایز ایستر | تاریخ ما Tarikhema.ir

مجسمه های بزرگ ده تا بیست متری به وزن تقریبی پنجاه تن در سراسر جزیره ایستر پخش شده اند

قدیمی ترین نام شناخته شده این جزیره، به معنی مرکز جهان بوده‌ است. مشهورترین نام این جزیره یعنی ایستر به خاطر اولین بازدید ثبت شده توسط اروپاییان بوده که در شنبه عید پاک ۱۷۲۲ اتفاق افتاده است.

جزیره ایستر بویژه بخاطر تندیس‌های ۴۰۰ ساله عجیب باستانی خود معروف است. به این تندیس‌ها که در راستای کرانه دریا به خط ایستاده‌اند موآی گفته می‌شود

مهم‌ترین مظهر فرهنگی جزیره ایستر، موآی‌ها هستند که ۲۸۸ عدد از آنها روی سکوهای عظیمی به نام آهو، ایستاده‌اند. فاصله این سکوها از هم حدود یک و نیم مایل است و یک نوار تقریباً سراسری به دور جزیره بوجود آورده. ۶۰۰ موآی دیگر که در مراحل مختلف تکامل هستند، در سرتاسر جزیره پراکنده‌اند. حتی در معادن و کنار جاده‌های قدیمی و کنار ساحل نیز.

archeology wonders chile  c 107 مجسمه های مرموز جزایز ایستر | تاریخ ما Tarikhema.irarcheology wonders chile  c 93 مجسمه های مرموز جزایز ایستر | تاریخ ما Tarikhema.ir

بسته به اندازه و وزن موآی‌ها، تخمین زده می‌شود که بین ۵۰ تا ۱۵۰ نفر برای حمل آنها توسط غلتکهای چوبی و سورتمه روی آن نیاز بوده است. برخی از موآی‌ها دارای کلاه یا تاجهای قرمز رنگی هستند که دلیل آن نامشخص است. ولی برخی از باستان شناسان می‌گویند که اینگونه موآی‌ها مفهوم آیینی خاصی داشتند و یا شاید برای یک طایفه یا خانواده بخصوصی مقدس بوده است.

مجسمه‌های عظیم یا موآی، در طی یک دوره کوتاه خلاقیت و فعالیت خرسنگی کنده کاری شده. بر طبق آخرین تحقیقات باستان شناسانی، ۸۸۷ مجسمه سنگی یکپارچه در موزه و در جزیره شناسایی شده است.

چگونه این کلاههای سنگین بر سر مجسمه هایبه این بلندی قرار داده شده اند؟

یکی دیگر از مثالهای سنگی این جزیره دیوارهای مشهور در «ویناپو» می‌باشد. که بدون استفاده از ملات ساخته شده و بدقت سنگها با هم چفت شده‌اند. این موضوع کاملاً شبیه دیوارهای تمدن اینکاها در پرو است.

تعداد ۱۲۳۳ خانه سنگی ما قبل تاریخ که «توپا» نامیده می‌شود، برجسته ترین خانه‌های به جامانده در این جزیره ‌است. خانه‌های سنگی حدود ۶ متر عرض با ساختاری استوانه‌ای شکل و سقفی طاقدار می‌باشد. ورودی این خانه‌ها بسیار پایین است و وارد شدن تنها با سینه خیز رفتن امکان پذیر است. در سال ۱۸۸۲، آلمانها چند خانه را حفاری کرده و باقیمانده‌های انسانی در داخل خانه‌ها پیدا کردند. مردم محلی به آنها گفتند که این مکانها، استراحتگاه شاهان و روسای جزیره ایستر بوده‌اند. هر خانه دو حفره کوچک داشت. اگر روح یک دشمن از یکی از آنها وارد شود، روح مرحوم بتواند از دیگری فرار کند. نکته قابل توجه اینست که تعداد باقیمانده خانه‌های سنگی و موآی‌ها تقریباً نزدیک به هم است و این شاید به این معنی است که برای هر شخصی که در یک خانه سنگی دفن می‌شده، یک موآی ساخته می‌شده است.

استفاده از خانه‌های سنگی به عنوان قبر، به نظر می‌رسد که هم‌زمان با تولید موآی و زوال نیایش اجداد و نیاکان متوقف شد. در طی آشفتگی قرن ۱۸، به نظر می‌رسد که جزیره نشینان شروع به دفن مرده‌هایشان میان خانه‌های آهو (سکوی موآی) کرده‌اند و از خانه‌های سنگی به عنوان پناهگاه مرغها استفاده کردند.

archeology wonders chile  easter island1 مجسمه های مرموز جزایز ایستر | تاریخ ما Tarikhema.ir

حق الناس (سروده خودم)

بر مبنای حدیثی از پیغمبر اسلام(ص):

در خبرست از نبي ،آن شه دنيا و دين

مفلس و بيچاره كيست؟ آنكه بروز پسين

صاحب صوم و نماز ،حج و جهادست ولي

كرده به مردم ستم،غيبت و دشنام و كين

تا كه رضايت دهد، هريك از آن شاكيان

از حسناتش دهد، بر همگان آن حزين

چون كه تماما برفت ،كل عبادات او

مدعيان دگر ،در سر ره در كمين

بركشد آن رو سيه، از سر بيچارگي

كيسه ي عصيان آن ،بار گناهان اين

مفلس و مضطر و زار ،وارد دوزخ شود

طعمه ي آتش شود، همره ديو لعين

لرزه فتد بر تن،هركه شنيد اين خبر

هركه كه دارد به دل ،همچو  بشير او  يقين

پارادوکس به مناسبت روز زن(سروده خودم)

مردگی مشتق ز مرد و زندگی مشتق ز زن!!

مدّعیّ حکمتاَرهستی گپ ناحق مزن!!

دو بیتی از خودم

خدا را ای مسلمانان خدا را

به الحمدی نوازید این گدا را

کریمان را فراموشی نزیبد

فقیر بی نوای بی صدا را

هفته معلم گرامی باد

این هم یک شعر بی نقطه سروده ی خودم تقدیم به همه همکاران پرتلاشم :

ای معلم هادی راه رسول اكرمی

در دو عالم سرور و سردار وُلد آدمی

گر كه دارد سرّ لاحد علم دادار سماء

سوی اسرار الهی ای معلم محرمی

گلچین ابیات آموزنده و دلنشین4

نایت اسکین

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد---تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس


برگ عیشی به گور خویش فرست---کس نیارد ز پس تو پیش فرست


ای دوست بر جنازهٔ دشمن چو بگذری---شادی مکن که با تو همین ماجرا رود


پیش دیوار آنچه گویی هوش دار ---تا نباشد در پس دیوار گوش


قطره‌ای کز جویباری میرود---از پی انجام کاری میرود


نام نیکو گر بماند ز آدمی---به کزو ماند سرای زرنگار


کم طالع اگر مسجد آدينه بسازد  ---يا سقف فرو ریزد و يا قبله كج آيد


آن یکی با دکترایش جاهلست---آن یکی با بیسوادی عاقلست


سا لها باید که تا یک کودکی از روی طبع---عالمی دانا شود یا شاعری شیرین سخن
قرنها باید که تا از لطف حق پیدا شود---بایزیدی در خراسان یا اویسی در قَرَن


هرآنكس كه دركيسه اش زر بوَد---قبولست حرفش ولو خر بوَد


هركه عيب دگران پيش تو آورد و شمرد---بيگمان عيب تو پيش دگران خواهد برد


گر شد از جَور شما خانه ي موري ويران---خانه ي خويش محالست كه آباد كنيد
برگ عيشي به گور خويش فرست---كس نيارد زپس تو پيش فرست


قطره اي كز جويباري ميرود---از پي انجام كاري ميرود


مطمئن باش که مهرت نرود از دل من ---مگر آنروز که در خاک شود منزل من


دریایی که آب پاک دارد ---از لب لب سگ چه باک دارد


رَو به در کن از سرت این گوش خر---از برای خود بخر گوشی دگر


فکر شنبه تلخ دارد جمعه ی اطفال را---عشرت امروز بی اندیشه ی فردا خوشست


به گورستان گذر کردم کم و بیش---بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن در خاک رفته---نه دولتمند برد از یک کفن بیش


ای بسا ابلیس آدم رو که هست---پس به هر دستی نباید داد دست


درجوانی به خویش میگفتم ---شیر شیر است گرچه پیر بود
چونکه پیری رسید دانستم ---پیر پیر ست گرچه شیر بود


با بدان منشین که صحبت بد---گرچه پاکی تو را پلید کند
آفتابی به این بزرگی را---پاره ای ابر ناپدید کند


بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ---گر گبر و یهود و بت پرستی بازآ
این درگه ما  درگه نومیدی نیست ---صد بار اگر توبه شکستی  بازآ


دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز---پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش


گر تو میخواهی مسلمان زیستن---نیست ممکن جز به قرآن زیستن


من در این دنیا بسی گردیده ام ---نم به چشم منعمان کم دیده ام


روده ی تنگ به یک نان تهی پر گردد---نعمت روی زمین پر نکند دیده ی تنگ


اندر عجبم زرسم این مردم پست---این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا مَرد بوَد زنده کشندش به جفا---تا مُرد به عزت ببرندش سرِ دست


من از بیگانگان هرگز ننالم---که با من هرچه کرد آن آشنا کرد


بر سر هر لقمه نوشتست عیان---که فلان ابن فلان ابن فلان


قضا چون زگردون فروهشت پر---همه زیرکان کور گردند و کر


به گورستان گذر کردم صباحی---- شنیدم ناله و افغان و آهی

شنیدم کله ای با خاک می گفت--- که این دنیا نمی ارزد به کاهی


اندرون از طعام خالی دار --- تا در او نور معرفت بینی


هر چقدر باشی عزیز ایام خوارت میکند---هرچه باشی شیردل گردون شکارت میکند
این لب خندان که داری درمدار از دیگران---عاقبت دست طبیعت اشکبارت میکند

نایت اسکین
 
  BLOGFA.COM